محمد ابراهيمى وركيانى

20

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

آن نبوده ، بلكه مسلمانان در آن اوضاع نمىتوانستند به كشور ديگرى مهاجرت كنند و از همين رو حبشه سهل‌الوصول‌ترين پناهگاه براى مسلمانان مكه بشمار مىآمده است . درواقع فاصله مكه تا شهر جده ، بندر بزرگ خاورميانه حدود هفتاد كيلومتر بوده كه به فاصلهء يك شب به آنجا مىرفتند و با اولين كشتى از طريق باب المندب وارد سرزمين حبشه مىشدند كه در اين فرصت قابل‌تعقيب نبودند ؛ درحالىكه اگر به ايران ، روم يا مصر مهاجرت مىنمودند ، مىبايست چند هزار كيلومتر در خشكى حركت مىكردند كه اين‌گونه به‌راحتى نيز تعقيب مىشدند ، بىآنكه به محل امنى رسند . بنابراين توجه به اوضاع جغرافيايى در درس تاريخ اسلام از چند جهت سودمند است ؛ به‌ويژه براى اثبات اين معنا كه مردم عرب مردمى فاقد تمدن نبوده و براى اولين بار با آيين توحيدى اسلام تمدن خويش را آغاز نكرده‌اند ، چنان‌كه قاضى صاعد اندلسى در كتاب ارزشمند التعريف بطبقات الامم آورده است كه جزيرةالعرب داراى تمدنى كهن بوده است . « 1 » گوستاولوبون فرانسوى نيز معتقد است « 2 » كه اين تمدن اگر نسبت به تمدن‌هاى مجاور خود برترى نداشته ، فروتر از آنها نيز نبوده است ؛ گو اينكه در زمان بعثت پيامبراكرم ( ص ) ، دوران افول تمدن خود را مىگذرانيده و به‌گفته على ( ع ) بر اثر هجوم اكاسره و قياصره ( در بخش محروم جزيرةالعرب ) منزوى بوده‌اند . « 3 » مردم عرب با همهء اديان قبل از اسلام اعم از يهوديت ، مسيحيت ، مجوسيت و صابئه آشنايى داشته و با اين پيشينه ، اسلام را برترين آيين دانسته و براى گستردن آن بس كوشيده و جان‌فشانى كرده‌اند . بنابراين ظهور اسلام در جزيرةالعرب ازآن‌رو نبوده كه ملت عرب در جهل و فقرى بنيادى غوطه‌ور ، و بالطبع نيازمندى آنان به هدايت جدىتر بوده است ، بلكه به‌عكس ، فضايل آنان از ديگر ملل كمتر نبوده است . به‌واقع جزيرةالعرب براى آيين جهانى اسلام از هر نظر مناسب بوده ؛ چراكه پيامبر اسلام بر خلاف پيامبران پيشين مأمور به هدايت

--> ( 1 ) . قاضى صاعد اندلسى ، التعريف بطبقات الامم ، ص 204 ، 210 و . . . . ( 2 ) . لوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ص 82 . ( 3 ) . سيد رضى ، نهج‌البلاغه ، خطبه قاصعه .